مدح و ولادت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
از آنروزی که با عشقت گره خوردهست دنیایم تو را حس میکنم در تار و پودِ روز و شبهایم به عشقِ دیدنت هر هفته صبحِ جمعهها خوانده "بِنَفسی أنتْ" را در ندبهها نذرِ تو، بابایم تمام آرزویت هست برگردم از آن راهی که رفتم اشتباه و رفت حالِ خوب و زیبایم بلایِ غیبتَت تقصیرِ عصیانهای من بوده به دستت میزدم بوسه؛ نمیلغزید اگر پایم اگر غیر از تو را با جان و دل، بیرون کنم از دل یقیناً گوشهای از خیمهگاهت میشود جایَم منِ آلوده را آسوده کن از نفْسِ شیطانی نگاهم کن عزیزم که گدایی بیسر و پایم مریضِ لاعلاجَت را دعا کن نیمۀ شعبان شبِ مـیـلادِ تو بـسـیـار محـتاجِ مداوایم دو چشمَم را به عشقِ دیدنت بستم به رویِ غیر تو آن عشقِ حلالم هستی و غرقِ تماشایم بیا و عیدیام را با دعای خیر تزئین کن دعایی که زنَد امضایِ قطعی بر تقاضایم بدان مثلِ شهیدان عاقبت دل میبرم از تو فدایت میشوم! یکروز به چشمِ تو میآیم! |